تاریخ عبرت‌آموز است.

سال 1936 در برلین، المپیک برقرار شده بود. با همه های‌وهوی تبلیغات نازی‌ها و ابرقدرتی آلمانی و نژاد آریایی.

پوسترها همه حول محور نژاد برتر آریایی می‌گشت. عظمت، قدرت، سفیدی، بلوندی، جوانی و نشاط.

تا مسابقات به جای حساسش که دومیدانی بود، رسید. و آنگاه یک قهرمان سیاهپوست از آمریکا آمده بود. که از قهرمان بلوند آلمانی، قوی‌تر بود.

هیتلر شخصا در جایگاه حضور یافت. او مطمئمن بود که نژاد برتر آریایی بر نژاد پست سیاه آمریکایی پیروز خواهد شد.

 در حضور هیتلر اما ورزشکار آمریکایی در سه رشته دوی صد متر، پرش طول و دوی دویست متر طلا گرفت. و یک بار هم رکورد المپیک را جابجا کرد.

هیتلر آشکارا داشت دیوانه می‌شد. در جلوی دوربین تلویزیونی، از دست دادن با سیاه آمریکایی خودداری کرد. و بعد با عصبانیت ورزشگاه را ترک کرد.

او پیش از ترک ورزشگاه، شاهد بود که دختران سفید آلمانی برای امضا گرفتن از آمریکایی صف کشیده بودند.

آن روزها مطبوعات آمریکایی، غوغا به پا کردند. از این که نژادپرستی در آلمان غوغا می‌کند؛ غوغا بپا کردند. از برابری انسان‌ها سخن‌ها گفتند. اروپای جهالت‌زده را تاختند. و از اینکه بیایید همه با هم دوست باشیم، سخن‌ها سرودند!

آن روزها، ابرقدرت جهان، آلمان بود. و آمریکا یک کشور دست چندم در گوشه دنیا.

آن روزها آمریکا نیاز داشت به برابری انسان‌ها. به فرهنگ عالی بشری. به حقوق انسانی. آن روزها آمریکا ضعیف بود و مفلوک.

اما امروز؛ رییس‌جمهور آمریکا در دنیا داد می‌زند که ماییم و بزرگترین ارتش دنیا. ماییم و گران‌ترین نیروی نظامی عالم. ماییم و هزاران سلاح که با اختلاف از همه دنیا بالاتر است.

این روزها آمریکاییها نیازی ندارند از حقوق برابر همه انسان‌ها حرف بزنند. این روزها آنها همان جایی ایستاده‌اند که زمانی هیتلر ایستاده بود. همان جا که هیتلر بود و نژاد نکبت آریایی‌اش.

این تکبر و غرور بود که هیتلر را نابود کرد. متکبران را نابود می‌کند. و آنها خیال می‌کنند همیشه خواهند ماند. و آقای جهان هستند. و خواهند بود.

هیتلر فقط 9 سال بعد در فلاکت و شکست کامل، خودکشی کرد.

و امروز کسی نمی‌تواند به آمریکایی‌ها بگوید چند وقت دیگر شما اصلا نخواهید بود. آنها اصلا گوشی برای شنیدن ندارند.

تاریخ عبرت‌آموز است. اما آنها که باید عبرت بگیرند، گوشی ندارند برای شنیدن.

تاریخ عبرت‌آموز است و شیرین. و این شیرینی مدام تکرار می‌شود.

  

[http://www.aparat.com/v/tTBfY]

نوشته شده در تاریخ 2 بهمن 98    | توسط: پویا کام    |    | نظرات()