سلام بر ابراهیم

در ادامه می‌توانید فیلم کوتاهی را ببینید که حاصل گفتگوی جناب هالو با یک روحانی است.

من به همه حرف‌هایی که در این گفتگو زده شده است؛ کاری ندارم. و اصولا مسوولیت هر گفته‌ای بر عهده گوینده آن است. اما من حرفی دارم.

مجری این گفتگو همان جناب هالو است. نوع گفتن و تاکیدات او من را به فکر فرو برد. با توجه به اینکه این نوع بودن، خیلی گرفتار دارد در عصر ما، پس من را برآن‌داشت چند کلمه‌ای بنویسم.

این نفرت به دین را نگاه کنید.

من کاری ندارم چه کسانی موجبات این نفرت را فراهم کرده‌اند. کاری ندارم که چه دزدی‌ها و جنایت‌ها با نام دین شد و نفرتش برای دین ماند. من کاری ندارم نظامی که به دین خیانت کرد، چقدر برای این دین، نفرت به بار کاشت. حرف من این است باز هم حق ندارید نفرت را ترویج کنید. اصلا حق ندارید نفرت داشته باشید. این همه نفرت برای چی؟

همه به موجبات نفرت نگاه می‌کنند. اما کسی نمی‌گوید که این دین، شایسته نفرت نیست.

  این مهم است.

چرا امروزه بسیاری از مردم را می‌بینیم که خیال می‌کنند ریشه همه مشکلات در «دین‌» است. و بدبختانه بلافاصله هم در جهت زدودن این ریشه شروع می‌کنند به تلاش.

همین جناب هالو را نگاه کنید. چه تلاشی می‌کند تا ثابت کند همه مشکلات ما دین است. اسلام است. قر‌‌آن است.

من بحث ندارم. بلکه سوال می‌کنم شما قبل از این تلاش همه جانبه‌تان، آیا سواد فهم این دین را هم داشته‌اید؟ اصلا این دین را که با آن دارید می‌جنگید؛ نمی‌بایست بشناسید؟

که بعد آن را هدف بگیرید. بعد با تمام وجود شروع کنید به تلاش. و همه تلاشتان هم هیچ چیزی ندارد جز نفرت.

حرف من این است که تلاش شما هم به جایی نمی‌رسد؛ مطمئنا. اصلا هر کس به دامان نفرت درغلطید، ضعیف شد.

اصل حرف من این است چرا با خودتان این طور می‌کنید؟

اوج این نفرت در این جمله خودنمایی می‌کند: «همه پیامبران ابراهیمی در خاورمیانه آمدند و این خاورمیانه هم امروز بدبخت‌ترین مردم دنیا را دارد»

دوست دارم این سخنرانی دختری کره‌ای را جناب هالو ببیند.

این دختر در جایی می‌گوید: ما در کره زندگی‌ می‌کردیم. بدبخت بودیم. فقیر بودیم. با چشم‌مان بدبختی‌های مردم را می‌دیدیم. حتی مردمی که کنار خیابان‌ها می‌مردند. اما همیشه فکر می‌کردیم همه چیز خوب است و رهبر ما دارد به ما خدمت می‌کند. ما فکر می‌کردیم خوشبخت‌ترین مردم روی زمین هستیم.

سپس او حرف جالبی زد: بدانید همه چیز آموزش نیاز دارد. ما نیاز داشتیم به ما خوشبختی و بدبختی آموزش داده شود. ما اصلا خوشبختی را نمی‌شناختیم. و هنوز مردم کره اینها را نمی‌شناسند.

این پیام خیلی مهم است.

قبل از اینکه (چه زمانی چه مکانی) پیامبران بیایند، بشر یا نمی‌دانست خدا چیست؛ یا هر قومی برای خود دهها خدا داشت. اصلا خدا معنا نداشت. نگاه کنید به دهها خدای یونان باستان. نگاه کنید به هزار خدای هند امروز. نگاه کنید به ژاپن که اصلا خدایی در خاطر ندارد. یک ژاپنی فقط ارباب ده را می‌شناخت که باید برایش هاروکیری کند. نگاه کنید به بودیسم که فقط به معنویت خشک و منحرفانه توجه دارد.  نگاه کنید به مرتاضان هندو که در تمام عمر مراقبت می‌کنند که مبادا حشره‌ای را زیر پا بکشند.

بشر نیاز داشت تا به او آموزش داده شود که خدا چیست. خدا یکتاست. نادیدنی است. بشر نیاز داشت که بداند باید خوب باشد. تا بداند چطور خوب باشد. خوب بودن‌های بزرگ را بشناسد و بد بودن‌های کوچک و بزرگ را بداند. نیاز داشت تا بداند آیا زنا کردن کار بدتری است یا کشتن حشره‌ای در وسط جنگل؟  بشر نیاز داشت تا به او آموزش داده شود معنویت چیست. و راهش کدامست.

و پیامبران آمدند.

به بشر آموختند.

خدا را شناساندند. راه خوب بودن را گفتند.

و خدا منت گذاشت بر بشر و پیامبران را در خاورمیانه فرستاد.

خدا منت گذاشت بر برخی از بندگانش که خود را آنقدر شایسته نشان دادند که پیامبر شوند. و آنها در خاورمیانه بودند.

و ادیان الهی (ابراهیمی) آنقدر در گفتار (پارادایم) برتر است؛ که بر تمام گفتارهای دیگر فائق آمده است. وامروز تفکر و تمدن ابراهیمی همه دنیا را فرا گرفته است. دین یهود و مسیح و اسلام که همه برگرفته از تورات هستند، بر جهان حکمرانی می‌کند. نگاه کنید که غرب با همین تفکر به اینجا رسیده است. مشابهش چین و ژاپن که بدون این تفکر است، ببینید که همیشه دنباله‌رو بوده‌اند و تحت حکمرانی. اصلا ژاپن در مقوله فکری چیزی دارد؟ آن را با اروپا مقایسه کنید. نگاه کنید به تمدن کمونیسم، که بدون این تفکر، بعد از هفتاد سال به کل از صحنه‌ی گیتی محو شد.

این گفتار ابراهیمی امروز آقای جهان است. بعد کسی می‌آید می‌گوید « که این مردم خاورمیانه هم بدبخت‌ترین مردم دنیا هستند»

قُتِلَ الْإِنْسَانُ مَا أَكْفَرَهُ

این نفرت ریشه خودتان را خشک می‌کند. شما به جنگ خدا رفته‌اید.

معلوم است کدام پیروز است.

نوشته شده در تاریخ 24 خرداد 99    | توسط: پویا کام    | طبقه بندی: مطالب حاشیه‌ای،     | نظرات()


آخرین رییس‌جمهور

پرچم قرمزی که به اهتزاز در‌می‌آمد و چونان علمی مقدس، همه به آن احترام می‌گذاشتند.

این پرچم در یک نظامی دینی نبود. بلکه در نظام ضددین کمونیستی بود که بلند بود. پرچمی مقدس برای نظامی مقدس که به گذشته خود افتخار می‌کرد. و برای آینده خودش برنامه داشت و برای همه دنیا. و آن برنامه را موفق، حتمی، و باز هم مقدس می‌انگاشت. آینده‌ای که از آن کمونیسم است. که اصلا کمونیسم یعنی همین. و این آینده هم از آن ِفقط همین نظام است. این نظام باز هم مقدس: نظام اتحاد جماهیر شوروری.

گرچه ما سالها بعد از نابودی این نظام داریم همه چیز را می‌بینیم. و برایمان آسان است که بدانیم این نظام اصلا چیزی نیست و نبود. اما برای اهالی آن، همه چیز حتمی و باورپذیر بود.

امروز ما می‌دانیم که هیچ نظامی مقدس نیست. اصلا نظام ربطی به قدسیت ندارد. اصلا نظام چیزی نیست. نه نظام شوروی، مقدس بود. نه نظام بازار آزاد در آمریکا. و جالب اینکه این نظام آمریکا هم خودش را مقدس می‌پندارد. به صحبت‌های پیامبران آن، جرج بوش و ترامپ نگاهی بیندازید.

آینده ثابت خواهد کرد که در دنیا، جایی برای برای نظام‌های مقدس نیست. هر نظامی خودش را مقدس بداند، نابود‌شدنی است. چه این و چه آن و چه هرجا.

نظام مقدس، یعنی بر اساس ایدئولوژی بنا کردن یک واقعیت. مثل اینکه بگوییم ریاضیات در خدمت فلان ایدئولوژی! چیز جالبی می‌شود. و شاید زمانی کسانی‌ را به خود مشغول کند. اما با واقعیت نمی‌خواند. ریاضیات در خدمت واقعیات باید باشد. و در نهایت خود در خدمت انسان. مثل اینکه بگوییم هنر در خدمت فلان ایدئولوژی. چیز جالبی می‌شود. و ممکن است زمانی کسانی را به خودش مشغول کند. اما چیز عبثی است. هنر در خدمت واقعیات باید باشد. در خدمت انسان.

نظام‌های حکومتی هم چنین هستند. در خدمت هیچ ایدئولوژی‌ای در نمی‌‌آیند. و بواسطه‌ی آن مقدس نمی‌شوند. نه در آمریکا نه در شوروی نه در هیچ جا یک نظام، مقدس نیست. نظام باید در خدمت انسان باشد. و این دقیقا یعنی در خدمت مردم بودن. همانند یک نوکر که در خدمت ارباب خودش است. یک نوکر نباید مقدس انگاشته شود. بلکه اگر چیزی ارزش باشد، انسان است؛ مردم هستند.

آینده روشن است. همه نظام‌های مقدس فروخواهند پاشید. و خداهای دروغین از بین خواهد رفت. دنیای ریاکاران و فریب‌کاران از بین خواهد رفت. و واقعیاتی که خدا آفریده است؛ چونان طلوعی صبحگاهی، خواهد درخشید.

نوشته شده در تاریخ 23 خرداد 99    | توسط: پویا کام    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()


بنز

شاید دوست داشته باشید مدل‌های مختلف مرسدس بنز را ببینید.
کلاس s در طول تاریخ عرضه خودش، مدل‌های مختلفی را طی کرده است. که ما ایرانی‌ها با بعضی‌ مدل‌هایش خاطره داریم.
در این ویدئوی کوتاه مروری کوتاه خواهیم داشت.

نوشته شده در تاریخ 20 خرداد 99    | توسط: پویا کام    | طبقه بندی: مطالب حاشیه‌ای،     | نظرات()


رویایی دارم

به شما بگویم که به رغم همه سختی‌های امروز، من هنوز رویایی دارم که روزی این کشور برمی‌خیزد. این حقیقت را آشکارا می‌دانم که همه انسانها برابر آفریده شده‌اند. رویای من این است که روزی روی تپه‌های سرخ جورجیا، پسران برده‌داران پیشین و پسران برده‌های قبلی، بتوانند دور میز برابری بنشینند.
رویای من این است که روزی در ایالت می‌سی‌سی‌پی، ایالتی که در آتش ِتبعیض می‌سوزد، به یک آبادی عدالت تبدیل بشود.
رویای من این است که چهار فرزند کوچک من روزی در سرزمینی زندگی کنند که نه بر اساس رنگ پوست‌شان، که بر اساس شخصیت‌شان قضاوت بشوند.


من رویایی دارم.
رویای من این است که روزی در آلاباما، جایی که فرمانداری دارد که واژه‌های نفرت از زبانش می‌ریزد، پسربچه‌ها و دختربچه‌های سیاهپوست با پسربچه‌ها و دختربچه‌های سفیدپوست، دست در دست هم، چونان خواهر و برادر راه بروند.
من امروز رویایی دارم.
رویای من این است که هر دره‌ای ارتفاع پیدا کند. هر تپه و کوهی کوتاه شود. هر جای ناهموار، هموار شود. جاده‌های پرپیچ؛ راست شوند. و شکوه خداوند بر همه آشکار بشود. و این را همه شاهد باشند.
 این امید ماست. با این ایمان به جنوب برمی‌گردم. با این ایمان می‌توانیم غوغای اختلافات را به نوای زیبای برادری تبدیل کنیم. با این ایمان خواهیم توانست با هم کار کنیم. با هم دعا بخوانیم. به اتفاق هم مبارزه کنیم. با هم به زندان برویم. و با هم برای آزادی بکوشیم. و مطمئن باشیم که روزی آزاد خواهیم شد.
آن روز همه این آوا را خواهیم خواند:
وطنم! سرزمین شیرین آزادی! تو را می‌خوانم.
بگذار از کوهستان صدای آزادی به گوش برسد.
اگر بخواهیم ملتی بزرگ باشیم، این رویا باید به حقیقت بپوندد.
پس بگذارید آوای آزادی از تپه‌های نیوهمشایر طنین بزند. بگذارید آوای آزادی از کوه‌های نیویورک بنوازد. بگذارید آوای آزادی از کوهستان پنسیلوانیا طنین‌انداز شود. بگذارید آوای آزادی از کوه‌های پربرف کلرادو طنین‌ بزند. بگذارید آوای آزادی از کوه‌های کالیفرنیا طنین بزند.
اما نه فقط این، که بگذاریدآوای آزادی از کوه‌های جرجیا هم طنین بزند. بگذارید آوای آزادی را از کوه تنسی هم بشنویم. بگذارید آزادی از تپه‌های می‌سی‌سی‌پی هم به گوش برسد. اصلا بگذارید نوای آزادی از همه کوهستان‌ها به گوش برسد.
وقتی بگذاریم نوای آزادی از هر روستا و دهکده و شهر و استان طنین بزند، می‌توانیم به فرارسیدن روزی امید داشته باشیم که همه بندگان خداوند، اعم از سیاه و سفید و یهودی و پروتستان و کاتولیک، بتوانند دست هم را بگیرند و آن آواز قدیمی ما سیاهپوستان را بخوانند:

سرانجام آزاد شدیم!
           خدایا تو را شکر!
                 ما سرانجام آزاد شدیم!

نوشته شده در تاریخ 11 خرداد 99    | توسط: پویا کام    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()


بسیج نظامی

شاید برایتان جالب یا شگفت‌انگیز باشد با سیستم آموزش سرباز در ارتش آمریکا روبرو شود.
مراحل جذب جوانان عمدتا 18 ساله و آموزش‌ها و سیستم ارتش؛ و اینکه مرتبا در حال آموزش و تمرین هستند. و هرگز فراموش نمی‌کنند که باید برای دشمنان‌شان، آماده باشند. چیزی که در کشورهایی مثل ما انگار فراموش شده است؛ و اصلا بسیج نظامی جوانان انگار از یاد رفته است.
جالب است بدانید در ارتش، باید از همه اطوارهای نوجوانی و قر و فر کنار رفته؛ بدانید مواد مخدر، الکل، و رفتارهای جنسی و مخصوصا آزار جنسی، جرم تلقی می‌شود؛ و به شدت مراقبت می‌شود.
دیدن این مستند کوتاه، خالی از لطف نیست.

نوشته شده در تاریخ 10 خرداد 99    | توسط: پویا کام    | طبقه بندی: مطالب حاشیه‌ای،     | نظرات()


رفتن به بالای صفحه

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات