برکت

شاید شنیده باشید نان و برکت نان. واین دو تا با هم فرق می‌کنند.

همه دنبال نان‌اند. دنبال پول و درآمد و تعداد صفرهای موجودی حساب. هیچ‌کس دنبال برکت نان نیست. اصلا نمی‌دانند برکت نان چیست.

شاید قضیه علی را شنیده باشید. وقتی ازش پرسیدند تو چطور این طور قدرت بدنی و پهلوانی داری، و این نان خشک جو را می‌خوری؟ جواب داد به برکت نان توجه کنید.

مثال می‌زنم.

برکت نان

هندوانه با هندوانه فرق می‌کند؟ شما مقداری از درآمدتان را برمی‌دارید و می‌روید بازار و یک هندوانه می‌خرید و می‌خورید. آیا همه این خریدن‌ها مثل هم است؟

هندوانه‌ای که امثال من و شما می‌خریم و می‌خوریم، آیا مساوی است با هندوانه‌ای که آن معتاد سابق و ترک‌کرده می‌گیرد که الان از 6 صبح سر کار سخت کارخانه بلورسازی می‌رود، وقتی کوفته و خسته برمی‌گردد سر راه می‌خرد، جلوی زن و بچه‌اش می‌گذارد، و می‌گوید خدا من را بخشید و من هم مواد را گذاشتم کنار.

واقعا یکی است؟

یک مقدار خوشبختی دارد؟

نوشته شده در تاریخ 17 آبان 99    | توسط: پویا کام    | طبقه بندی: مطالب حاشیه‌ای،     | نظرات()


کالچر

ایشان در شبکه 3 داشتند یک خاطره‌‌ای را تعریف می‌کردند از راهپیمای اربعین در عراق و در آخر نتیجه گرفتند کجای جهان یک چنین «کالچری» پیدا می‌کنید که اینطور بشود.
منظورشان هم از کالچر، فرهنگ بود!

خاطره هم این بود که یک سری ایرانی بودیم که عربی را با لهجه می‌توانستیم حرف بزنیم. رفته بودیم به سمت کربلا. در اطراف بصره وارد یک خانه عراقی شدیم که از زوار پذیرایی می‌کرد.
نشسته بودیم که من عکس مرد خانه را روی دیوار خانه دیدم. و احساس کردم این مرد را یک جایی دیدم. از زن خانه که در حال پذیرایی از ما بود پرسیدم این کی است؟‌ او که خیال می‌کرد ما عراقی‌ هستیم؛ گفت این شوهرم است که در جنگ با ایران در فلان سال کشته شده است.
من به فکر فرو رفتم و یادم آمد که من همان سال همان جا در جنگ بودم. و یادم افتاد که من این مرد را دیده‌ام و احتمالا خودم کشته‌امش.
حالم بد شد و بلند شدم بروم. زن مانع شد و گفت چرا می‌خواهی بروی. و من مجبور شدم بگویم قضیه را.
زن در واکنش آمد زد توی سرش و گفت خاک بر سر من و شوهرم و جد و آبادم که موجب ناراحتی زائر امام حسین شدم که می‌خواهد خانه من را ترک کند. اگر از اینجا بروی یعنی امام حسین من را قابل ندانسته است و شک نکن که خودم را می‌کُشم.

آقای خاطره‌گو به اینجا که رسید اشک در چشمانش جمع شد و آن سوال را مطرح کرد. همان کجا و کالچر را !

جواب به ایشان این است:
خیلی جاها!
هر کجا که مذهب حکومت می‌کند و این، حکومت عقل را تعطیل می‌کند؛ این رفتارها هست. اصلا هم قابل افتخار نیست. بلکه شرم‌آور است.
به هند بروید خواهید دید کارهایی را مردم می‌کنند که این رفتاری که شما گفتید اصلا در مقابلش هیچ است. کافی است کسی فکر کند خدای شیوا از داخل معبد؛ دارد بدجوری بهش نگاه می‌کند. و بعد چنان رفتارهای شرم‌آور و جاهلانه‌ای از خودشان نشان می‌دهند که باید رفت و با جهاد مسلحانه آمد و آن مردم را نجات داد!
به کشورهایی که همین الان مذهب کاتولیک در آنها حکومت می‌کند، مثل کشورهای آمریکای لاتین؛ نگاه کنید. دقیقا همانند همین کارناوال‌های مذهبی، ده‌ها برابر غلیظ‌تر وجود دارد. ده‌ها نفر خودشان را جلوی مجسمه مسیح می‌کشند. دقت کردید؟ می‌کُشند؛ نه اینکه عکس شوهرشان را پرت کنند یک طرف.

شرم‌آور است دینی که آمده تا رفتارهای جاهلانه را تعطیل کند؛ رسیده به اینجا که در رقابت افتاده در اجرای بد و بدتر رفتارهای جاهلانه. و جالب اینکه در این مسابقه همیشه هم باخته است!
شرم‌آور است دینی که آمده تا عقل باشد؛ جهل نباشد؛ دینی که سراسر قرآنش عقل است و نور است و زیبایی؛ می‌رسد به این برنامه‌های کثیف تلویزیونی ، که جهالت را تبلیغ می‌کند و نمی‌داند که این «کالچر» اصلش مال جاهای دیگر است.

شرم‌آور است تلویزیون ما و حکومت ما افتاده است دست این آدم‌ها.
دست این کالچر.

نوشته شده در تاریخ 17 مهر 99    | توسط: پویا کام    | طبقه بندی: مطالب حاشیه‌ای،     | نظرات()


باسوادها

در اینجا از برنامه‌های مسخره‌ی صداوسیما حرف زدیم. وقتی هیچ کدام از حاضرین در جلسه را نمی‌شد دید!
حالا در برنامه‌ای که امروز در حال پخش بود، این صحنه را دیدم.

صداوسیما

دو نفر در فاصله بسیار کمی از هم ایستادند، در حال حرف زدن بلند و فوت کردن توی صورت هم هستند، و هیچ کدام توصیه‌های بهداشتی را رعایت نکردند.
اگر هم فکر کردید برنامه قدیمی است، به صورت کارگران که در پشت صحنه هستند، نگاه کنید.
راستی چرا صداسیمایی‌ها عقل ندارند؟!

نوشته شده در تاریخ 14 مهر 99    | توسط: پویا کام    | طبقه بندی: مطالب حاشیه‌ای،     | نظرات()


حیوان

دیدن مستندهایی از حیوانات گاهی می‌چسبد.

مستند راز بقا طبیعت

این مجموعه بصورت سریالی تاریخی از طبیعت را روایت می‌کند.
قسمت اول آن را اینجا می‌گذاریم.

نوشته شده در تاریخ 31 شهریور 99    | توسط: پویا کام    | طبقه بندی: مطالب حاشیه‌ای،     | نظرات()


ماکاروف

اینترنت مانند هر فضای دیگری نیاز به مراقبت و قانون‌گرایی دارد. و دستگاه‌های امنیتی و انتظامی وظیفه دارند راه‌کارهای اجرای قانون را در این فضا به وجود آورند. و قوه قضاییه بنا به قانون اساسی موظف به پیشگیری از وقوع جرم است.

در کشورهای پیشرفته، مدت‌هاست که ادارات پلیس در فضای اینترنت گشت می‌دهند و پرونده‌های تشکیلی را به دادگاه می‌فرستند. و جالب است بدانید در کشوری مثل آلمان با همه فرهنگ غربی و آزادش، بطور مرتب پرونده‌های جرائم اخلاقی و جنسی تشکیل می‌شود و به دادگاه ارائه می‌شود.

رها کردن کاری عقلانی نیست.

خرید و فروش سلاح

اخیرا برخورد کردم به یک صفحه در اینستاگرام که به راحتی و آزادانه، سلاح می‌فروشد. اینقدر راحت که شماره کارت می‌دهد برای پرداخت مشتری‌ها!

انگار که خیالش راحت است این کشور نه پلیس دارد و نه نیروی امنیتی!

راستی یک سوال!

چرا فضای پر از جرم و جنایت و فساد ِاینستاگرام، مسدود یا محدود نمی‌شود؟
این حجم از ولنگاری در هیچ کشوری سابقه ندارد.

نوشته شده در تاریخ 27 مرداد 99    | توسط: پویا کام    | طبقه بندی: مطالب حاشیه‌ای،     | نظرات()


رفتن به بالای صفحه

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات